رحمت الله شريفي نجف آبادى

37

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى )

( مورد بحث ) كه منسوب به محقق دوانى است ، روشن مىشود و آن اين‌كه ، اصالت وجود در واجب تعالى و اصالت ماهيت در ممكنات است ، بنابراين ، اطلاق موجود بر واجب ، به‌معناى اين است كه او نفس وجود است ( و ذاتا موجود است ) و اطلاق وجود بر ماهيات ، به‌معناى اين است كه ماهيات ( موجود ) به وجود نسبت دارند ( نه اين‌كه واقعا و نفسا و ذاتا موجود باشند ) ، مانند لابن و تامر ( كه به ترتيب ) به‌معناى چيزىكه به شير و چيزىكه به خرما منتسب است و اما بنابر مذهب مختار ( اصالت وجود ) وجود ، ذاتا و حقيقتا موجود است و ماهيت ، بالعرض موجود است . ( حمل موجود بر وجود ، بالذات است ؛ يعنى وجود ، بالذات موجود است ، ولى حمل موجود بر ماهيت ، بالعرض و بالمجاز است ، لذا انسان ، بالعرض و بالمجاز موجود است ، ولى وجود انسان ، بالذات و حقيقتا موجود است . توضيح مطلب اين‌كه خداوند ، موجود است ، ذاتى و حقيقى است و نيازى به فاعل ؛ يعنى واسطه در ثبوت و حيثيت تعليليه ندارد و هم‌چنين ، نيازى به قابل ؛ يعنى حيثيت تقييديه و واسطه در عروض نيز ندارد « 1 » ؛ بر خلاف « وجود انسان ، موجود است » كه به‌واسطه در عروض نياز نيست ، ولى به‌واسطه در ثبوت احتياج است و در « انسان ، موجود است » هم به‌واسطه در عروض نياز است ؛ به اين معنا كه حمل و عروض موجود بر انسان ذاتى نيست ، بلكه عرضى و بالمجاز است . به عبارت ديگر ، انسان به قيد موجوديت ، موجود است ، نه به قيد انسانيت ؛ علاوه‌براين ، آن موجود نياز به علت هم دارد ، بر خلاف « وجود انسان ، موجود است » كه به‌واسطه در عروض نياز نيست ، ولى به‌واسطه در ثبوت نياز هست ) . ملاصدرا ، اولين فيلسوف و حكيمى است كه اصالت وجود را ثابت كرده است وقتى جست‌وجوگر در شرح اشارات ، مخصوصا در نمط چهارم ، غور كند ،

--> ( 1 ) . اسفار ، ج 1 ، ص 40 .